Bookmark and Share

زنده یاد بانو فاطمه حقیقت پژو قربانی دیگری بر قربانیان بیشمار رژیم اسلامی در ایران افزوده شد. رژیمی که جز مرگ و جنایت و ویرانی راه دیگری را نمی شناسد. باز هم در اخبار بود که رژیم در صدد ساختن صدها  زندانهای رسمی دیگر در زندانی است که ما آنرا ایرانزمین یا سرزمین آزادگان میشناختیم. گویا اگر روزی تنها یک ذهٌاک ماردوش تشنه خون جوانان ایرانزمین بود، امروز توله ذهٌاکانند که خاک ما را به توبره کشیده اند در آن چون کرمهای پلید در هم میلولند.

در آنروز کاوه آهنگر پیش بند چرمینه اش را به سر نیزه ای کرد و آن را درفش رهائی میهنش نمود که ما به احترامش آنرا درفش کاویانی مینامیم. اما امروز گوئی شجاعت و جسارت کاویانی مرده تا درفش کاویانی را به اهتزاز در آورد تا مردمان به گردش در آیند تا میهن را از چنگال توله ذهٌاکان رها کنند تا باری دیگر طلیعه های آزادی در افق میهنمان بما گرمای زندگی دهد.

فاطمه حقیقت پژو امروز به دست جنایتکاران رژیم اسلامی به قتل رسید. برای فاطمه حقیقت پژو و فرزندان یتیم شده او، امروز دیگر خیلی دیر است. دیروز هم برای قربانی دیگری خیلی دیر است، پریروز و روزهای پیشین آن و سی سال گذشته برای بیشمار قربانیان و فرزندان یتیمشان و پدر و مادر از دست داده اشان و مادر و خواهر مورد تجاوز واقع شده اشان خیلی دیر است. و هر قطره خون آنان به گردن تمام کسانی است که از دیروز تا به امروز فقط بفکر اتحاد بوده اند و از نافرمانی مدنی سخن گفته اند.

دیروز دیگر خیلی دیر است که ما بنشینیم و خود را شهروند بنامیم و به امید معجزه ای باشیم تا میهن ما همچون میوه ای رسیده به دامان شهروندیمان بیافتد. ما باید بیدار شویم و کاوه وار به جنگ ذهٌاک رویم. از آغاز جهان تا به امروز تنها کسانی فکر میکنند که جهان عوض شده که نه از تاریخ شناختی دارند و نه از فرهنگ میهنشان. آنانی که تصور میکنند که ما نیاز به "مخرج مشترک" داریم و نه خواستی مشترک، باید بخود آیند و واقعیت ها را ببینند. باید بدانند که انسان آزاده نمیتواند با مار در آستین هایش زیست کند که روزی آن مارها بر دوششان بر خواهند نشست و آزاده را به آذیداهاک یا همان ذهٌاک بدل مینماید.

امروز باید قبول مسئولیت نمود. با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود و با مصاحبه ها و پیام های بی محتوا هیچ حرکتی صورت نخواهد گرفت. یا قبول مسئولیت و یا استعفاء، وگرنه خون فرد فرد قربانیان دشمنان ایران بر گردن ماست.

باید بیدار شد و باید بخود آمد و حق را ستاند. با تنها امیدوار بودن و ایران را به خداوند نگهدار ایران سپردن، ایران و ایرانیان به آزادی نخواهند رسید چون همان خداوند نگهدار ایران گفته است که:

از تو حرکت          از خدا برکت

دیروز خیلی دیرست.

مهرداد

سرباز

www.sarbaz.org

 

بازگشت