Bookmark and Share

مصاحبه رادیواسرائیل با پرزیدنت شیمعون پرس
درباره دیدگاههای وی نسبت به رژیم وملت ایران

دوشنبه سوم فروردین ماه 1388 – 23 مارس 2009

 

"آیا حکومت ایران می تواند شکم کودکان را با اورانیوم غنی شده سیر کند؟ چرا آنان در کنار حماس ایستاده اند؟ چرا از خونریزی و تروز جانبداری می کنند؟ من رنج و محنت را در چشمان ایرانیان می بینم و می پرسم چرا؟ در هر حال، من امید و آرزو دارم که ایران به خود باز گردد و شکوه دیرین خویش را بازیابد".
این ها فرازهائی از سخنان پرزیدنت شیمعون پرس رئیس جمهوری اسرائیل، در مصاحبه نوروزی با رادیو اسرائیل بود که قرار است امشب (دوشنبه سوم فروردین ماه 1388 – 23 مارس 2009) به طور کامل پخش شود.
پیام شادباش پرزیدنت پرس به مناسبت نوروز نیز در سراسر جهان بازتاب گسترده ای داشت و مورد استقبال گرم قرار گرفت و تحلیلگران مفهوم آن را مورد بررسی قرار دادند. ارزیابی عمده آن بود که رئیس جمهوری اسرائیل حساب ملت ایران را از حساب حکومت جدا دانست و با رنج و محنت ملت ایران ابراز همبستگی کرد و اینده بهتری را برای ملت ایران طلبید. پرزیدنت پرس از شکوه ایران باستان و از دوران مناسبات دوستی با ایران سخن گفت، و هرگز از رژیم کنونی با عنوان "جمهوری اسلامی ایران" نام نبرد.
برگردان کامل گفتگوی منشه امیر با پرزیدنت شیمعون پرس از این قرار است:

پرسش: جناب پرزیدنت، آیا نخستین سفری را که به ایران انجام دادید به یاد دارید؟
پاسخ: بله، مسلما به یاد دارم. شاه ایران مرا دعوت کرده بود. میهمان او بودم. در یکی از قصرهای سلطنتی از من پذیرائی شد. همگان بسیار میهمان نواز بودند. سپس در دفتر سلطنتی با شاه دیدار کردم. اطاق پر از کتاب و روزنامه ، به ویژه روزنامه های آمریکائی بود. شاه در این دیدار از شیوه رفتار دولت های غربی نسبت به ایران و شخص وی زبان به گله گشود و یادآور شد که او یگانه مانع در برابر گسترش اتحاد شوروی به سوی غرب است و یگانه کشور منطقه است که با اسرائیل مناسبات دوستانه دارد.
او ابراز اطمینان کرد که اسرائیل و ایران می توانند در دو امر مهم و حیاتی با یکدیگر همکاری داشته باشند: یکی تامین آذوقه و غذا برای همه اهالی منطقه و دیگری برپائی خط دفاعی در برابر همه مهاجمین. شاه سپس از من درخواست کرد از نیروی هوائی ایران دیدن کنم. مرا به فروگاه بردند و در آنجا شمار زیادی هلیکوپتر دیدم. تصور می کنم پنج هزار فروند بود. تا آن هنگام چنین مجموعه چرخبال ها را در یک جا ندیده بودم. مبلغ کلانی (برای خرید آن ها) هزینه شده بود. نکته دیگر آن که خلبانان همه روستا زاده بودند که شاه آن ها را آورده و باسواد کرده و آموزش نظامی داده بود و آن ها خلبان شده بودند. شاه واقعا سطح زندگی آنان را بالا برده بود.
هنگامی که بازگشتم، شاه از من خواهش کرد ارزیابی خود را بیان کنم. در حاشیه باید بگویم که شاه درباره همه امور نظامی آگاهی های گسترده ای داشت. همه چیز را می دانست: سرعت هواپیماها، برد موشک ها، ابعاد توپخانه ها؛ واقعا یک کارشناس امور نظامی بود.
از او پرسیدم چرا ایران به این تعداد زیاد هلیکوپتر نیاز دارد. او در پاسخ گفت: برای آن است که اگر تانک های روسی از کوه ها به سوی ایران سرازیر شوند، هلیکوپترها از پیشروی آن ها جلوگیری خواهند کرد. گفتم: این استراتژی دفاعی جالبی است، ولی امکانات دیگری نیز برای این امر وجود دارد، مثلا استفاده از موشک و اگر من تصمیم می گرفتم، شمار بیشتری موشک تهیه می کردم، موشک های ضد تانک و ضد هواپیما و موشک های دیگر – و شروع کردیم به گفت و شنود در این زمینه.
در مورد (حملات دولت های غربی علیه شاه) به ایشان گفتم در غرب رسم است که هر چندگاهی بر آن می شوند که کسی را به باد انتقاد بگیرند و او را مورد حمله قرار دهند و اکنون انتقاد از ایران مد شده است. البته می توان کشور ایران و شخص شاه را مورد حمله و انتقاد قرار داد. ولی غرب باید در فکر گزینه های مناسب نیز باشد. اگر به شاه امکان ندهند که انقلاب سفید خود را انجام دهد، آن گاه انقلاب مسلمانان افراط گرا رخ خواهد داد. انقلابی که شاه می خواست در ایران انجام دهد، بسیار شبیه همان انقلابی بود که آتاتورک در ترکیه انجام داد. به این معنی که ایران را وارد جهان مدرن و عصر جدید بکند. این امر مستلزم تغییرات و تحمل رنج هائی است. ولی در عین حال از برنامه شاه برای تقسیم اراضی بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم. این اصلاحات شامل تقسیم بخشی از زمین های سلطنتی نیز می شد.
در این دیدار، شاه بسیار نگران به نظر می رسید. بسیار ناراحت بود در این گفت و شنود.  در این دیدار قرارهائی برای همکاری بین دو کشور نهاده شد.  

پرسش- جناب رئیس جمهوری، هنگامی که شما نام ایران را می شنوید، چه احساسی به شما دست می دهد؟ چه چیزی را در برابر چشمان خویش مجسم می بینید؟
پاسخ – بیینید: ایران امروز از دو بخش تشکیل شده است، پارسیان و اقلیت های قومی. منظورم عرب زبانان، آذری ها، کردها و دیگران است. ایران سرزمینی است باستانی و پارسیان قومی هستند کهن زمان. ایران یکی از قدیمی ترین حکومت های جهان است. یکی از زیباترین هنرهائی که ایران به جهانیان هدیه کرده، بزرگی هنر مینیاتور است. که در یک نقاشی مینیاتوری می توان یک عالمی را جای داد. همچنین زیبائی معماری ایران. آریستوکراسی که همیشه در ایران وجود داشته است.
و من همیشه از خود می پرسم که چگونه یک چنین ملت فرهیخته و بزرگی، این چنین یک گروه کوچک و تعصب گرا را بر خود حاکم کرده است. افرادی که چشم بصیرتشان کور شده است و تنفر و کینه عصاره اندیشه آن ها را تشکیل می دهد.
آن ها چه فکر می کنند؟ آیا تصور می کنند که خواهند توانست هرکسی را که با آن ها نیست، نابود کنند؟
ولی آن ها یک اشتباه دیگر هم می کنند – دو اشتباه وحشتناک می کنند: جهان عرب بر رژیم آیت االله ها به عنوان نواستعمارگرانی می نگرد که دین را وسیله پیشبرد مقاصد خویش قرار داده اند و به نام برپائی دوباره نظام خلیفه گری می خواهند بر خاورمیانه مسلط شوند. لفاظی ها و تعارفات، آن ها را به اشتباه نیاندازد. همه جهان عرب از آن ها نفرت دارد. آن ها در جهان عرب و دیگر سرزمین ها وحشت ایجاد کرده اند.
حالا تصور کنید که بمب اتمی نیز داشته باشند. با آن چه خواهند کرد؟ آیا بروی مردمان بمب خواهند انداخت؟
برو و برگرد ندارد، این جنگ افزاری است که آن را می سازند که به کار نبرند.
ولی در این میان وضع ایران بسیار دشوار است. درآمد نفت است که آنان را تغذیه می کند وهنگامی که بهای نفت از بشکه ای 147 دلار به بشکه ای 40 دلار سقوط می کند، ایران توان مالی خود را از دست می دهد. امروز ایران با تورم مالی سنگین، بیکاری گسترده و فساد مالی چشمگیر روبروست. اعتیاد بی داد می کند و مردم بسیار ناراضی هستند. و اگر در سال پیش رو نیز بهای نفت همچنان حدود بشکه ای چهل دلار باقی بماند، ایران در یک سال آینده یک صد میلیارد دلار کسری بودجه خواهد داشت.
هم زمان، مساله جوانان نیز وجود دارد. جمعیت ایران مرتبا بالا می رود و از هنگام انقلاب تا کنون دو برابر شده است، از 35 میلیون به 70 میلیون نفر رسیده است. نمی شود که به جای صبحانه برای کودکان، اورانیوم غنی شده به خورد آنان داد. این صبحانه واقعی نمی تواند باشد.
نمی شود درآمد ایران را برای غنی سازی اورانیوم هزینه کرد و به کودکان گفت: کمی گرسنه بمانید، کمی بی سواد بمانید. کمی نادان بمانید.
مردم هم از این پس به احمدی نزاد گوش نخواهند کرد، زیرا نمی توان یک ملت را با تحریکات علیه دیگران و تنفر نسبت به آنان در کنار خود داشت.  برای خود ملت ایران نیز این وضع تحمل ناپذیر شده است.
من رنج و محنت را در چشمان ایرانیان می خوانم و می پرسم چرا؟
رنج و محنت کودکان را می بینم و می پرسم چرا؟
ایران کشوری بسیار غنی است، فرهنگی بسیار غنی دارد. چرا به یک مشت آخوند متعصب امکان می دهند در بدترین راه گام بردارند -- راهی که از دیدگاه پروردگار بدترین است و از دیدگاه بشر بدترین است؟
به همین جهت من به ایران از یک سو با نظر تحسین به خاطر تاریخ و تمدن آن می نگرم و از سوی دیگر به خاطر آن چه که امروز بر ایران می گذرد، احساس تاسف و شوربختی می کنم.
ولی در همان حال، من امید و آرزو دارم که ایران به خود باز گردد و شکوه دیرین خویش را بازیابد.

پرسش – سخنان مقام ریاست جمهوری را درباره ایران و رهبران آن شنیدیم و از دیدگاه حضرتعالی نسبت به رژیم کنونی ایران آگاه شدیم. جناب رئیس جمهوری نسبت به مردم ایران و رنج آن ها چه احساسی دارند؟
پاسخ – من تردیدی ندارم که ملت ایران بالاخره این سرکردگان را برخواهد انداخت. حاکمانی که در خدمت مردم نیستند، مردم بالاخره از دست آن ها خلاص خواهند شد. فرمانروایان ایران به هیچ کس کمک نمی کنند. وضع اقتصادی کنونی ایران غیر قابل قبول است و نباید این گونه باشد. تنفر به ملت های دیگر یک امر زائد است.
چرا آن ها در کنار حماس در غزه می ایستند و از آن ها جانبداری می کنند؟ برای چه؟ آیا ما در غزه باقی ماندیم؟ خیر، آنجا را ترک گفتیم. غزه اصلا دیگر در اشغال نیست. همه آبادی های خود را در آنجا جمع کردیم. همه گذرگاه ها را گشودیم. چرا آن ها در این امر دخالت می کنند؟ خودشان چه می کردند اگر هر روز صد موشک به طرف تهران پرتاب می شد؟ آیا احمدی نژاد غرق شور و شعف می شد؟ او چه انتظاری از ما دارد؟
ضرری ندارد که احمدی نژاد به واقعیات چشم بدوزد! از چه هنگام او کارشناس وقایع هولوکاست شده است؟ آیا او در اردوگاه مرگ آشوویتس بوده است؟ آیا او این موضوع را مطالعه کرده است؟ آیا او مطلب را می داند؟ هر روز مرتبا سخنرانی می کند و مرتبا حرف می زند. چاپلوسان برایش کف می زنند. برخی از روی ترس و بعضی از روی تملق. ولی نه ترس و نه چاپلوسی نمی توانند امیدی برای آینده به وجود آورند و نمی توانند برنامه ای برای تامین رفاه مردم باشند.

پرسش – ایا مقام ریاست جمهوری نسبت به آینده روابط اسرائیل و ایران خوش بین هستند؟
پاسخ -  من نسبت به روابطی که ایران با خودش خواهد داشت خوش بین هستم. گوش کنید: آینده روابط ایران با اسرائیل، به آینده روابط حاکمان ایران با خود مردم آن سرزمین بستگی دارد. آنان، خود ملت ایران را دارند ویران می کنند -- ما را نخواهند توانست ویران کنند. هی حرف می زنند و هی سخنرانی می کنند.
ملت اسرائیل در طول چهار هزار سال موجودیت خود سخنان بسیاری را شنیده است. یهودستیزان بسیاری در طول تاریخ بوده اند. بسیار بوده اند آنانی که قصد انهدام اسرائیل را داشتند. ما زنده ماندیم و آنان نه! بنابراین، به باور من مشکل ایران با اسرائیل نیست، بلکه مشکل آن است که حاکمیت در ایران باید روابط را با خود ملت ایران بهبود بخشد.
رهبران ایران باید به ملت خود امکان زندگی بدهند، بگذارند مردم نفس بکشند. بگذارند اقتصاد ایران شکوفا شود. دست بردارند از این که هر روز با بمب و موشک و اورانیوم درگیر هستند.
تازه همه این ها به نام پروردگار؟ آیا این همان چیزی است که الله از آن ها خواسته است؟
منشه امیر- جناب رئیس جمهوری، سپاسگزاریم از شما.

http://www.hamdami.com/MFAFA/Reports2009/230309-PeresInterview.htm

 

  www.sarbaz.org

 

بازگشت