امروز فقط اتحاد

سالهاست که صحبت از اتحاد بوده و هست ولی هنوز اثری از آن در میان ملت ایران بچشم نمیخورد. علت چیست و چرا تا کنون به اتحادی ملموس دست نیافته ایم؟

برای دست یافتن به اتحاد و همبستگی نیاز به عوامل و راه کارهائیست که تاکنون به آنها توجهی نشده است. بقول معروف با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود و با اتحاد اتحاد گفتن هم ایجاد اتحاد نمیشود.

پیش از آنکه ما خواستار اتحاد و همبستگی میان تمام آحاد ملت شویم، بایستی اتحاد را در میان گروهی محدود برقرار نمائیم و سپس دیگران بطور گسترده از آن تبعیت خواهند نمود.

برای اتحاد و همبستگی نخست باید نقطه ای مشترک را یافت تا متحد شوندگان به گرد آن در آیند و هسته اتحاد و همبستگی را شکل دهند. این نقطه مشترک میتواند یک هدف باشد و یا یک فرد بعنوان نماد رسیدن به آن هدف.

باید توجه داشت که نقطه مشترک بایستی بگونه ای مثبت عنوان شود چون وجه اشتراک منفی نه تنها کارساز نیست بلکه ایجاد تفرقه نیز خواهد نمود.

بعنوان مثال، فقط به صرف دشمنی که عملی است منفی نمیشود مردمان را بحرکت آورد در حالیکه برای دست یافتن به پیروزی که هدفی است مثبت، همگان را میتوان همبسته و متحد نمود.

در تمام جنبشهائی که در تاریخ شاهد آن بوده و در مورد آنها مطالعه نموده ایم، مشاهده میکنیم که آن جنبشی ایجاد حرکت عمومی نموده و به پیروزی رسیده که پیامشان مثبت بوده است.

با نگاهی به همین انقلاب کزائی و مخرب اسلامی (یا هر نام دیگری که بخواهید آنرا بنامید) مشاهده میشود که تمام پیامهای آن همواره بگونه ای مثبت عنوان میشدند، اگر چه امروز بخوبی همه به دروغین بودن آنها وقوف یافته اند. 

به چند نمونه از این پیامها دروغین ولی با ظاهری مثبت در زیر اشاره میشود:

یکی از این پیامها این بود که "اسلام در خطر است"، یعنی برای نجات اسلام، که واژه "نجات" عملی است مثبت، مردم باید متحد شوند و قیام کنند تا معتقداتشان از گزند مصون بماند و بهشت و آخرت را برای خود بخرند.

پیام دیگر که همگان بخاطر دارند سهم بردن از درآمد نفت بود و مجانی شدن آب و برق و اتوبوس و غیره که باز پیامی بود مثبت که بسیاری را بطمع برخورداری از منافع بیشتر همگام با دشمنان میهن نمود. البته بازهم اینها بجز وعده هایی تو خالی و گول زننده، چیز دیگری نبودند که پیامدهایش را شاهد بودیم و هستیم، ولی کماکان پیامی مثبت بودند.

در پیامی دیگر که منتج به خنثی شدن نیروهای مسلح شاهنشاهی شد و در پی آن سران نیروهای مسلح اعلامیه بیطرفی ارتش را امضاء نمودند بیاد داریم که چگونه خمینی گفت که، "آقایان تیمسارها، شما نمی خواهید که آقا و سرور خود باشید؟"، و سپس دیدیم که چگونه بهترین و شرافتمندترین فرزندان مام میهن را پس از بقدرت رسیدن دشمنان ایران به جوخه های مرگ سپردند که این کشتار تا به امروز ادامه دارد، ولی به هر روی "آقا و سرور شدن" پیامی مثبت بود.

پس براحتی میتوان کاربرد پیام یا پیامهای مثبت را در به حرکت در آوردن و متحد نمودن جامعه مشاهده نمود. در اینجا باید دوباره تأکید شود که در بسیاری از حرکتهای سیاسی در سراسر دنیا، اکثر پیامهای مثبت تو خالی است و پس از بقدرت رسیدن نیروی محرک، بسیاری از آن پیامها یا بطور کلی از یاد میروند و یا اینکه بعکس آنان عمل میشود. البته اگر جنبش به حق باشد، مطمئناً پیامهای بکارگرفته شده بجز حقیقت نخواهد بود.

حال که با اهمیت پیامهای مثبت آشنا شدیم، باید ببینیم که پیام ما برای اتحاد چیست.

نخست، هدف را باید مشخص نمود. آیا ما در پی براندازی رژیم اسلامی هستیم یا در پی آزادی میهن؟

بدون شک هردو هدف یکی است ولی اولی دارای پیامی است منفی و دومی مثبت. زمانی که ما از "براندازی رژیم اسلامی" سخن میگوییم، در واقع برای بسیاری از معتقدان مذهبی که حتی باوری هم به رژیم اشغالگر میهنمان ندارند، این تداعی پیش میاید که ما خواستار مبارزه با اعتقادات آنان هستیم که اگر در مقابل ما جبهه نگیرند، حداقل در کنار ما هم قرار نخواهند گرفت. اما زمانی که پیام ما "آزادی میهن" است، چون هردو واژه پیام آور مهر و دوستی و آرامش برای همگان است، مردم را به یک دیگر نزدیک نموده و ما را به همبستگی ملی دلخواه برای آزادی و سربلندی تمام ایرانیان خواهد رساند.  بعنوان مثال وقتی صحبت از جدائی دین از دولت میشود و بخصوص واژه سکولاریسم که مترادف آن لامذهبی است به کار گرفته میشود، بسیاری را به وحشت میاندازد در حالیکه پیام آزادیخواهان ملی بایستی آزادی تمام ادیان و مذاهب باشد، همانی که کورش بزرگ، پادشاه هخامنشی و پایه گذار شاهنشاهی آزادگان در ایرانزمین پیام آورش بود.

پس پیام ما آزادی میهن و بازگشت به غرور و افتخارات ملی برپایه معتقدات و هویت ملی است. امروز ما باید پیام آور آن باشیم که در زیر سلطه اشغالگران ضد ایرانی، تاریخ و فرهنگ ما، هویت ملی ما و تمام منافع ملی ما در ورطه نابودی است و مبارزه با این اشغالگران وظیفه ایست واجب برای هر ایرانی که معتقد به آزادی و آزادگی برای همگان است.

حال که با پیام مبارزه و نحوه بیان آن آشنا شدیم باید به نقاط مشترکمان در اتحاد و همبستگی توجه شود.

اصلی ترین نقطه اشتراک برای اتحاد و همبستگی، هویت ملی ماست. یعنی باور بر تداوم تاریخی و فرهنگی ایرانی. در مقابل ما کسانی هستند که فصل مشترک وحدتشان در چهارچوبهای عقیدتی آنان خلاصه میشود و خود را با هویتهای مسلکیشان میشناسند. از جمله اسلامیون که هویتشان را گرفته از اسلام میدانند و بر ایجاد دارالاسلام یا جهان وطنی اسلامی باور دارند و یا دیگر گروههای عقیدتی / ایدئولوژیکی، همچون سازمانهای چپ مارکسیستی جهان وطن یا بی وطن که هویت وجودی خود را تنها در چهارچوبهای ایدئولوژیکی خود میبینند و هرگونه ملی گرائی و میهن پرستی را گناهی نابخشودنی بشمار میاورند. البته گاهی این گروهها برای اغفال آحاد ساده ملت و یا بقول خودشان، خود را در پوششی ظاهراً میهن پرستانه استتار میکنند تا به اهداف عقیدتی خود دست یابند. بعنوان مثال سوءاستفاده از پرچم سه رنگ شیر و خورشید ایران که مظهر غرور ملی است، توسط سازمان ضدملی مجاهدین خلق.

پس همواره نیروهای میهن پرست و ملی گرا بایستی تأکید خود را برای اتحاد مبنی بر باور به هویت ملی برپایه تداوم تاریخی و فرهنگی ایرانیان قرار دهند و بس. 

تمام کسانی که هویت خود را در چهارچوبهای عقیدتی و ضد ملی میدانند، نه تنها نمیتوانند خویش را با این اتحاد یا همبستگی ملی همراه کنند بلکه وجود آنان تنها بمنظور ضربه زدن به این همبستگی ملی خواهد بود. پس بطور خلاصه، پیروان مسلکهای عقیدتی یا ایدئولوژیکی با پیروان حفظ هویت ملی همواره در تضاد دائمی خواهند بود. آنانی که دائم سخن از اتحاد تمام گروههای سیاسی میکنند، یا نمیدانند چه میگویند و یا اینکه خود را به نادانی میزنند تا کاری پیش نرود.

حال که با پیام مبارزه و چگونگی اتحاد آشنا شدیم، چگونه میتوانیم وارد عمل شویم؟

نخستین قدم ایجاد تماس با مردم توسط اعلامیه ها و آگاهی نامه ها و دیگر وسایل ارتباط جمعی است که توسط آنها میشود در مورد اهداف خود سخن گفت و مردم را با هدف و اهداف نیروهای آزادیبخش ملی آشنا و سپس قدم به قدم مردم را با راههای عملی مبارزه آشنا ساخت.

 ارتباط با مردم و نهایتاً ایجاد ارتباط میان مردم از مهمترین ارکان مبارزات آزادیبخش ملی است. پیامها باید هرچه بیشتر از زبانی ساده و بطور خلاصه تهیه شود تا همه با هر سطح درک و فهم بتوانند پیام را بگیرند و آنرا به کار ببندند.

مبارزات از دو بخش آگاهی دهنده و عملی تشکیل میشود که هرکدام به تنهائی کارساز نخواهند بود. بخش آگاهی دهنده به سه بخش تقسیم میشود. گروه آگاهی دهنده درونمرزی، گروه آگاهی برونمرزی بمنظور پشتیبانی از مبارزان درونمرزی و گروه سوم ارتباطات خارجی برای جلب پشتیبانی کشورهای آزاد جهان. بخش عملی مبارزات که از نام آن مشخص است مسئول اقدامات عملی است که نیازی به بیان آن در اینجا نیست.

در خاتمه ترتیب پیامهائی را که باید بر آن تمرکز شود بطور خلاصه بصورت زیر عنوان میشود:

الف: دعوت ایرانیان به وحدت برپایه هویت ملی و نه مسلکهای عقیدتی.

ب: بحث در مورد دستاوردهای نجات ایران پس از پیروزی، از جمله ایجاد امنیت اجتماعی، ایجاد کار، ایجاد رفاه عمومی و برقراری عدالت اجتماعی.

ج: بحث در مورد دستاوردهای نجات ایران در مورد امور بین المللی، از جمله کسب اعتبار و آبروی جهانی.

دوباره تکرار و تأکید میشود بر اینکه اساس وحدت و همبستگی را باید تا حد امکان ساده نمود. شاخ و برگهای اضافی باعث دلسردی و بی اعتنائی آحاد مردم خواهد شد. پس ساده ترین نقطه مشترک همانا باورمندی بر هویت ملی ایرانیست و بس.

سرباز

www.Sarbaz.org

 

بازگشت