PDF File
|
انگیزه
برای مبارزه
چیست؟ زمانی
که از مبارزه
صحبت میشود،
در انسان این
توهم بوجود
میاید که
مبارزه یعنی
شکست دادن
دشمن. اما
واقعاً
مفهوم
مبارزه تنها
برای شکست یک
یا چند دشمن
نیست بلکه
مبارزه یعنی
کوشش برای
رسیدن به هدف. این
هدف میتواند
فتح قلۀ کوهی
باشد و یا
رسیدن به ماه
و کرات دیگر
و یا اینکه
دستیابی به
درجه و مدرکی
تحصیلی و یا
شغلی. مطمئناً
در پی رسیدن
به هدف،
موانع
گوناگونی
وجود دارد که
هر یک دشمنی
است برای
جلوگیری از
رسیدن ما به
هدف. یکی
از اهداف
بزرگ برای
بشر در عین
حال پایه
ترین هدف
زندگانی هر
انسان والا
حفظ هویت
انسانی اوست.
هویتی که به
وی استقلال
فردی و
اجتماعی
میبخشد و او
را از دیگران
متمایز
میسازد. هویتی
که او را از
سیاهی لشگر و
توده و خلق و
امت و یک
شمارۀ عددی
بیرون میکشد
و به او
طبیعت
انسانی را با
تمام
خصوصیات
اخلاقی و
خصلتهای
مخصوص فردی
را میبخشد. فردوسی
طوسی،
مولانا
جلاالدین،
لئوناردو
داوینچی،
میکلانژ (میکل
آنجلو)،
توماس
ادیسون، و
بسیاری از
کسانی که
نامشان در
تاریخ به ثبت
رسیده و ابدی
شده اند،
تمام، کسانی
بوده اند که
در مبارزه
پیروز شده و
به هدفشان
رسیده اند،
یعنی حفظ
هویتی که پس
از هزاره ها
و صده ها
هنوز پا
برجاست. دلیل
حفظ هویت
آنست که، اگر
انسان هویت
فردی خود را
از دست بدهد،
در واقع روح
انسانی خود
را از دست
داده است. در
جوامع
استعماری و
استثماری،
همواره
خواست
نیروهای
استیلاگر بر
این بوده و
هست که برای
تسلط کامل بر
جامعه، نخست
بایستی هویت
انسانی را از
بین برد
وگرنه انسان
آزادۀ دارای
هویت بسختی
مقابله
خواهد نمود و
نخواهد
گذارد که
تمامیت
خواهان به
اهدافشان
برسند. حتماً
گذرتان به
مطب
دندانپزشک
افتاده است.
دندانپزشک
برای پر
نمودن دندان
و یا کشیدن
آن، نخست لثۀ
شما را با
قرار دادن
پنبه ائی
آغشته به
مادۀ بیحس
کننده بیحس
میکند تا سپس
هنگام تزریق
مادۀ بیحس
کننده به عمق
اعصاب دندان
شما، کمتر
متوجه درد
شوید و آنگاه
پس از تزریق،
هر آنچه که
بخواهد با
دندان شما
انجام میدهد
بدون آنکه
شما عکس
العملی از
خود نشان
دهید. در
طول تاریخ و
هم امروز،
همواره
نیروهای
استیلاگر،
برای
دستیابی به
اهداف خود،
نخست با
تبلیغات نرم
و خوش آیند،
انسانها را
نخست بطرف یک
بیتفاوتی
نسبی (بیحسی
اولیه)
میبرند یعنی
انسانها را
نسبت به هویت
خود بی توجه
میکنند و
آنگاه به
همانگونه که
یک آهنگر،
تکه آهنی
گداخته را که
نرم شده است
شکل میدهد،
آنان مشغول
به تغییر شکل
جامعه و
تعویض طبیعت
آحاد جامعه
میشوند. با
توجه به میهن
و هم
میهنانمان،
امروز،
بخوبی مشاهد
میشود که
چگونه
بسیاری از
ایرانیان،
هویت فردی
خود را از
دست داده اند
و تبدیل شده
اند به
افرادی با
هویتی مجازی. هویت
مجازی به آن
هویتی اطلاق
میشود که
رفتارهای
انسان
برخلاف آن
چیزهائی است
که در وجودش
میباشد. بعنوان
مثال، فرد از
رنگ زرد خوشش
میاید ولی
بسبب تحمیل و
القاء محیط
بخود می
قبولاند که
باید از رنگ
سیاه خوشش
بیاید. پس در
واقع این فرد
هویت انسانی
خود را با
هویتی مجازی
عوض میکند و
به صورتی در
میاید که
ظاهراً تمام
جامعۀ او به
آنصورت در
آمده اند. در
اینجاست که
ما به این
نتیجه
میرسیم که
اساسی ترین
مبارزه برای
انسانها
بطور اعم و
برای ملت
ایران بطور
اخص، حفظ
هویت فردی و
ملی است. امروز،
برای رسیدن
به این هدف،
یعنی
دستیابی و
حفظ هویت
فردی و ملی،
موانعی وجود
دارند که
نخست باید از
آنان گذشت. توجه
داشته باشید
که گذر کردن
از موانع،
هدف نیست! بلکه
بازیابی و
حفظ هویت
فردی و ملی
هدف است! زمانی
که از حفظ
هویت فردی
سخن گفته
میشود، تنها
منظور و روی
سخن با آنانی
نیست که در
درون میهن با
دشمن و مانع
مستقیم رو در
رو میباشند،
بلکه در خارج
از کشور هم
بایستی از
هویت فردی و
ملی خود نیز
نگهبانی
کنیم. در
خارج از
کشور، با کسب
جنبه های
مثبت
هویتهای
جوامعی که در
آنها اقامت
داریم،
بایستی به
حفظ هویت
فردی و ملی
خود نیز توجه
کامل داشته
باشیم. فرقی
نمیکند که چه
ما هویت
ایرانی خود
را به رژیم
عقیدتی
ایدئولوژیکی
اسلامی
ببازیم و چه
به جوامع
زیبا و
فریبندۀ
غربی و غیره. ما
در عین حالی
که از بهترین
ها باید یاد
بگیریم، ولی
نبایستی
آنچه را که
خود داریم از
دست بدهیم. امروز،
دشمنان ملت
ایران برای
آنکه بهتر
بتوانند به
مقاصد شوم
خود برسند،
تمام سعی خود
را به کار
گرفته اند تا
ملت ایران را
در یک هرج و
مرج فکری و
سردرگمی
کامل نگاه
دارند. هر
روز، با
ایجاد
وقایعی،
مردم را به
نحوی آشفته
میکنند تا
مردم کمتر
بتوانند
برای رسیدن
به هدف تمرکز
کنند. توجه
داشته باشید
که با اینکه
نیروی محرکۀ
یک اتومبیل
را موتور آن
تشکیل
میدهد، ولی
اگر شیشۀ
جلوی ماشین
کدر و کثیف
باشد و یا
جاده مه
گرفته باشد،
حرکت ماشین
برای رسیدن
به مقصد
بسیار مشکل و
حتی ناممکن
خواهد بود. امروز،
نیروی محرکه
وجود دارد
ولی دشمن
دائماً سعی
دارد تا شیشۀ
ماشین را کدر
و جاده را مه
آلوده نگاه
دارد، تا ما
نتوانیم هدف
را ببینیم و
خود را بمقصد
برسانیم. با
خود
بیاندیشید و
ببینید که
هدف شما چیست؟ آیا
هدف
براندازی
رژیم اسلامی
است؟ آیا
هدف از میان
برداشتن دین
اسلام است؟ آیا
هدف قتل عام
تمام کسانی
است که خود
را باورمند
به ادیان و
مذاهب
گوناگون
میدانند؟ یا
اینکه هدف
آزاد سازی
میهن است؟ آزاد
سازی میهن
یعنی چه؟ آیا
یعنی اعمال
آنچه که ما
فقط دوست
داریم؟ آیا
یعنی باز
انجام
آنچیزهائی
که از آنها
بعنوان هدف
در بالا
اشاره شد و
یا اینکه
بازگشت به
هویت ایرانی
و آزادگی است؟
همانگونه که
کورش بزرگ،
شاهنشاه
هخامنشی، در
539 پیش از
میلاد عنوان
نمود، یعنی
آزاد بودن در
داشتن هر
باوری و
زیستن با هر
نظری بدون
آنکه کسی
بخواهد
افکار و
نظراتش را
بدیگران
تحمیل کند؟ پس
نخست با خود
باید به این
حقیقت باور
پیدا کنیم که
انسانها با
هم باید
متفاوت
باشند و هیچ
یک فکر یا یک
نظر
نمیتواند در
برگیرندۀ
همگان باشد و
احترام به
هویت فردی
لازم است
چونکه هویت
ملی
ایرانیان بر
آن تأکید
دارد. سپس
با باور بر
هویت ملی
خود، باید به
هم بپیوندیم
تا موانع را
از سر راه
برداریم. باید
توجه داشت که
براحتی
میشود از
چاله ائی در
آمد و به
آسانی در
چاهی افتاد! آنچه
باید مد نظر
باشد آنست که
نخست باید
همگان در
هدفی مشترک
با هم همگام
شوند. با
آرزوی
ایرانی متحد
و یکپارچه و
آزاده. سرباز |